سفر

بسیار سفر باید...

/ 5 نظر / 9 بازدید

وقتی 20 ساله بودم نیش خیلی بدی خوردم.اون نیش وارد خون انسان میشه وهیچ ماده ای مهم تر از خون نیست که شما با آن زنده میمونید و این خون همیشه به ما برمی گرده و در بدن ما جریان داره و در بدن ما باقی می مونه.البته من دارم درباره حشره تاسیس شرکت وتجارت صحبت می کنم.البته بیشتر مردم رویای شروع تجارت خودشان را در موعد مناسبش دارند.و حتی اگه شما الان در تجارت باشن ممکنه باز هم به دنبال رشد و گسترش تجارتتون باشین.این چیزی است که من در صحبت کردن با میلیون ها نفر از مردم جهان فهمیدم.شروع یک تجارت بدون برنامه ریزی وزیرسازی مناسب، مطمئنا تجارت شما با شکست روبرو میشه.من می دونم که شما هم می تونید این کار رو وقتی من تونستم انجام بدم ،بدین.اما وقتی شما میخواهید تجارتتونو شروع کنین در جایی هستین که بسیاری از شرکت ها داخل آن قرار دارن.موفقیت من اگه روزهای جلوتری از زمان مورد نظر شروع کنم از دست میره. شاید بیشتر وقتها یاددآوری به من کمک زیادی کنه.اما شما هم می تونید از اشتباهاتتون سود ببرید.من یک راه به شما پیشنهاد می کنم از میان همه تجارت ها ی کثیف وآلوده و اطلاعات نادرست به سختی خودتون رو نجات بدین واز آنها خارج بشین.حالا

bahareh bashiri

قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود. و من چقدر ساده ام که سالیان سال به انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه دهده ام

ب.ب

حرفهای ما هنوز نا تمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آنکه با خبر شوی لحظه‌‌ء عزیمت تو ناگزیر می شود آی ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می شود

مولچه

در سفر هر کس به مقصد میرسد می ایستد من سف را دوست دارم نقصد من رفتن است

مولچه

تصحیح میشود: در سفر هر کس به مقصد میرسد می ایستد من سفر را دوست دارم مقصد من رفتن است!