افتتاحیه کوه

ازیخچال تا کلاغ لان

افتتاحیه کوهنوردی امسال

به همراه یه دوست

/ 8 نظر / 13 بازدید
ب.بشیری

مرا یادت می آید؟ یادت مرا میخواهد!؟ دروغ بگو..! در فاصله ها چشمانت پیدا نیست!!!

ب.بشیری

مرا یادت می آید؟ یادت مرا میخواهد!؟ دروغ بگو..! در فاصله ها چشمانت پیدا نیست!!!

oggy

)) ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ (( " ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ" ﺗﺮﺱ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﯼ ! ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ، ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﻫﺎﯼ ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺎﺑﺮ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯽ ! ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻮﺗﻮﺭﺳﯿﮑﻠﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻫﺪﻑ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﻨﺪ ، ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯽ ! ﺍﺯ ﺑﻮﻕ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻇﻬﺮﻫﺎﯼ ﮔﺮﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺟﻠﻮﯼ ﭘﺎﻫﺎﯾﺖ ﺗﺮﻣﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺣﺲ ﻧﻮﻉ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻣﻮﺝ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ !... " ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ" ﺗﺮﺱ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﯼ ... " ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ" ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺕ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ؛ ﺩﻟﺮﺣﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺭﺣﻤﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ " ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ" ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﺍﺕ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﯽﺭﯾﺎ ﻧﺜﺎﺭ ﻫﺮ ﺍﺣﻤﻘﯽ ﮐﺮﺩﯼ ! ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽﺍﺕ ... ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ !!! ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺗﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﻮﯾﺖ ... ﮐﻪ ﺑﯽﺧﯿﺎﻝ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﮏﺁﻟﻮﺩﻩﯼ ﺍﺣﻤﻖﻫﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪﺍﻧﺪ ... ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺭﻭﺣﺖ، ﺟﺴﻤﺖ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺗﻮ ﻭ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ، ﻋﺸﻘﺖ، ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !!!

ب.ب

بزرگی می گفت سالک راه که باشی سخن از مردانگی و زنانگی نیست چه بسا مردانی که راه گم کرده اند به اختباث و زنانی که سوخته اند اندر آتش غیرت!

مولچه

خداوند عزوجل ما را اندر زمانه ای پدیدار آورده است که اهل آن، هوا را شریعت نام کرده اند و طلب جاه و ریاست و تکبر را عز و علم، و ریای خلق را خشیت، و نهان داشتن کینه را اندر دل حلم، و مجادله را مناظره، و محاربت و سفاهت را عظت، و نفاق را زهد، و تمنا را ارادت، و هذیان طبع را معرفت! و حرکات دل و حدیث نفس را محبت، و الحاد را فقر، و جحود را صفوت، و زندقه را فنا، و ترک شریعت پیامبر را طریقت نام کرده اند تا ارباب معانی اندر میان ایشان مهجور گشته اند!! کشف المحجوب.. هجویری

مولچه

جناب آقای کهریزی پیشنهادی داشتم و آن اینکه بهتر است بجای کلمه کرگدن در جمله مثل کرگدن تنها باش و سفر کن از انسانی والا نام برده شود که هم خواننده و بیننده ی وبلاگ جنابعالی مورد تکریم واقع شود و هم آن شخص والایی که در سفر بوده و مکارم اخلاقی و معرفتی کسب نموده به خوانندگان معرفی شود. ازین دست انسانها بسیارند مانند ابراهیم ادهم که تنها شد و تنها بود یا اویس قرنی و غیره و یا از هیچ حیوان یا انسانی نامبرده نشود زیرا که جمله بدون مثال نیز معنی بسیار والایی دارد... و البته نظر بنده بر این نوشته ی سهراب سپهری ست که گفت: وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت!! بهرحال پیشنهادی بود که بیان شد تا خسروان ملک چه صلاح دانند

مولچه

خیلی دیر به دیر مطلب برای بازدید میزارید. ما مشتاق عکسهایی بیشتری از کوه کوهنوردیتان هستیم

مولچه

باران باران دوباره باران باران. باران باران ستاره باران باران. ایکاش تمام شعرها حرف تو بود. باران باران بهار باران باران! قیصر امینپور